یکیاز بهترین رویکردها برای فهم بازاریابی B2B، پیش گویی ویژگیهای آن در مقایسه با بازاریابی B2C است.
جدول ذیل دراین مورد به شما کمک میکند.
ویژگی بازاریابی B2B
بازاریابی B2B
خب هم اکنون که با تمجید، مزایا، چالشها و ویژگیهای طراحی سایت b2b آشنا شدیم، خیال میگیریم که چطور میتوان این نوع بازاریابی را در تجارت خود پیاده سازی کنیم.
معمولا حجم خرید زیاد هست.
برای مثال، یکسری تُن آردی که یک کارخانه تشکیل داد نان فانتزی خریداری میکند را، با مقدار آردی که برای پختن یک کیک خانگی میخرید، مقایسه نمائید!
معمولا معاملات، رقمهای بالایی دارند.
چون خرید بوسیله دستیابی و کارهایی که میزان داراییهای قابل توجهی دارند، اجرا میشود! برعکس مصرف کنندگان که داراییهای محدودتری داراهستند. اما خریدهایی باارزش کمتر هم ممکن میباشد وجود داشته باشد. مثلا خرید اسباب اداری برای شرکت
اغلب چرخه خرید طولانی و غامض می باشد.
از وقتی که یک مشتری با تجارت شما آشنا میگردد، تازمانیکه به شما اعتماد کرده و از شما خرید کند، زمان مجال زیادی طول میکشد.
تعداد تصمیم گیرندگان بیشتر می باشد.
فرد تصمیمگیرنده معمولا یک نفر نیست. بنابراین خود می بایست قانع شده باشد تا بتواند افراد بالا دستی خود را قانع کند.
خرید، ریسک اشتباه بالایی داراست.
چون خرید اکثر زمان ها در حجم و قیمتهای بالایی جاری ساختن می شود و در صورت نادرست، تنها یک نفر ضرر و زیان نمیکند.
خرید اکثر زمان ها با احتساب و منطق جاری ساختن میشود.
ذوق وسلیقه، احساس و نظریات شخصی آخرین چیزهایی هستند که در روند تصمیمگیری نقش دارا هستند.
فرآیند خرید مستمر هست.
بازاریابی و فروش B2B، یک همکاری ادامه دار میباشد. بنابراین در اینجا، خدمات بعد از فروش اهمیت زیادی پیدا میکند. این تصور که با خرید مشتری، مسئولیت شما نسبت به او آحاد می گردد، ذهنیتی آسیبزننده است! در واقع بعد از خرید، کار شما نو شروع میگردد؛ می بایست پای حرفها و مشکلات او بنشینید و بهترین راهحل را برایش داشته باشید!
ارتباط ها با مشتریان عظیمتر می باشد.
چون خرید دائمی می باشد و تنها یک بار از شما خرید نمی کنند. در بازاریابی B2B، می بایست بتوانید رابطه ها انسانی خیر و خوبی با مشتریان ساخت کنید؛ که با تمرکز به تعداد محدودتر مشتریان، فعالیت سختی به حیث نمیآید.
خریدار دنبال بهره وری و ارتقاء نرخ رجوع و برگشت سرمایه (ROI) برای سازمانش هست.
در بازاریابی B2B، هر نوع سرمایه گذاری با مقصود افزایش سود اجرا میشود و بایستی توجیه مالی داشته باشد.
مشتریان معمولا سطح تحصیلی و ماهر بالایی دارا هستند و به دنبال فراگیری و اطلاعات می باشند.
در بازاریابی B2B، تخصص صحبت اول را میزند! بایستی اطلاعات نه دربارهی محصول ها و خدماتتان داشته باشید.
بازاریابی B2C
غرض بازاریابی، مصرف کنندگان پایانی می باشند. تولید ها و خدمات برای مصرف شخصی استعمال میگردند. مثل خریدهای روزانهای که برای منزلتان جاری ساختن میدهید.
حجم خرید کم می باشد.
(البته لطفا حجم خرید هموطنان عزیزمان، بعد از شنیدن خبر گران شدن یک کالا را نادیده بگیرید!)
معمولا دارای ارزش کمتری می باشند.
به عنوان مثال خرید میوه و مواد غذایی و یا یک پیراهن. البته همیشه استثنائاتی هم وجود دارد. خرید یک هواپیمای شخصی یا قایق تفریحی زیاد ارزان به نظر نمیآید. نه!؟
اغلب چرخه خرید سریع و بی آلایش است.
مشتری ممکن هست در همان لحظهای که با شما آشنا می گردد، خرید خود را آخری کند.
تعداد تصمیم گیرندگان کمتر می باشد.
تا به فعلا شده برای جاری ساختن یک خرید بی آلایش از جمله یک شلوار، ۱۲ نفر را برای تصمیمگیری یار و همدم خود ببرید؟! (اما صرف لحاظ از خرید عروسی متولدین دهه ۴۰ و ۵۰!)
ریسک خرید کمتر می باشد.
برای مثال، در شرایطیکه که از طمع چیپسی که خریدهاید خوشتان نمیآید، به راحتی میتوانید آن را کنار بگذارید و یا بده بستان کنید! البته آیا میتوانید به همین راحتی، خط ساختوساز جدید کارخانه را عوض نمائید؟!
خرید اغلب فرایندی احساسی میباشد.
احتمالا برای شما هم پیش آمده که برای خرید به دکان بروید و با یک لیست از چیزهایی که شاید هیچ نیازی به آنان نداشتهاید، به خانه برگردید.
خرید ممکن میباشد فقط برای یک بار انجام شود.
به عنوان مثال درحالتی که شما یک عطاری داشته باشید، احتمال این که مشتری، تنها یکبار از شما خرید کند، زیاد هست. اما یک خالق پوشاک، برای ادامه کارش، مدام به پارچه احتیاج دارد و یا یک مغازه فروش اسباب و اثاث خانگی، برای اینکه خالی نماند، بطور مداوم به مال احتیاج داراست.
نیازی به روابط پهناور نیست.
اگرچه خوب هست که یک فروشنده خرده فروش نیز، بتواند ارتباط ها نه با مشتریانش رایا پارس داشته باشد، البته این قضیه به اندازه بازاریابی B2B ضرورت ندارد.
هدف از خرید، همیشه افزایش فایده و نرخ بازگشت سرمایه نیست.
اکثری از اوقات ما محصولی را میخریم، تنها چرا که از آن خوشمان آمده هست. به همین ادله می باشد که در B2C، باید تلاش فرمایید که بازاریابی جنبه درگیر کنندهتری داشته باشد.
مشتریان از آموزش استقبال میکنند، اما برای به دست آوردن تصمیم خرید نیاز چندانی به آن ندارند.
صراحت دارد که اطلاعات به تصمیمگیری خوب آن ها کمک میکند، اما بدون آن هم میتوانند خرید کنند.
خب اکنون که با تعریف و تمجید، مزایا، چالشها و ویژگیهای بازاریابی B2B آشنا شدیم، خاطر میگیریم که چطور میقدرت این نوع بازاریابی را در کسب و کار خود پیاده سازی کنیم.
یکیاز بهترین رویکردها برای فهم بازاریابی B2B، پیش گویی ویژگیهای آن در مقایسه با بازاریابی B2C است.
جدول ذیل دراین مورد به شما کمک میکند.
ویژگی بازاریابی B2B
بازاریابی B2B
خب هم اکنون که با تمجید، مزایا، چالشها و ویژگیهای طراحی سایت b2b آشنا شدیم، خیال میگیریم که چطور میتوان این نوع بازاریابی را در تجارت خود پیاده سازی کنیم.
معمولا حجم خرید زیاد هست.
برای مثال، یکسری تُن آردی که یک کارخانه تشکیل داد نان فانتزی خریداری میکند را، با مقدار آردی که برای پختن یک کیک خانگی میخرید، مقایسه نمائید!
معمولا معاملات، رقمهای بالایی دارند.
چون خرید بوسیله دستیابی و کارهایی که میزان داراییهای قابل توجهی دارند، اجرا میشود! برعکس مصرف کنندگان که داراییهای محدودتری داراهستند. اما خریدهایی باارزش کمتر هم ممکن میباشد وجود داشته باشد. مثلا خرید اسباب اداری برای شرکت
اغلب چرخه خرید طولانی و غامض می باشد.
از وقتی که یک مشتری با تجارت شما آشنا میگردد، تازمانیکه به شما اعتماد کرده و از شما خرید کند، زمان مجال زیادی طول میکشد.
تعداد تصمیم گیرندگان بیشتر می باشد.
فرد تصمیمگیرنده معمولا یک نفر نیست. بنابراین خود می بایست قانع شده باشد تا بتواند افراد بالا دستی خود را قانع کند.
خرید، ریسک اشتباه بالایی داراست.
چون خرید اکثر زمان ها در حجم و قیمتهای بالایی جاری ساختن می شود و در صورت نادرست، تنها یک نفر ضرر و زیان نمیکند.
خرید اکثر زمان ها با احتساب و منطق جاری ساختن میشود.
ذوق وسلیقه، احساس و نظریات شخصی آخرین چیزهایی هستند که در روند تصمیمگیری نقش دارا هستند.
فرآیند خرید مستمر هست.
بازاریابی و فروش B2B، یک همکاری ادامه دار میباشد. بنابراین در اینجا، خدمات بعد از فروش اهمیت زیادی پیدا میکند. این تصور که با خرید مشتری، مسئولیت شما نسبت به او آحاد می گردد، ذهنیتی آسیبزننده است! در واقع بعد از خرید، کار شما نو شروع میگردد؛ می بایست پای حرفها و مشکلات او بنشینید و بهترین راهحل را برایش داشته باشید!
ارتباط ها با مشتریان عظیمتر می باشد.
چون خرید دائمی می باشد و تنها یک بار از شما خرید نمی کنند. در بازاریابی B2B، می بایست بتوانید رابطه ها انسانی خیر و خوبی با مشتریان ساخت کنید؛ که با تمرکز به تعداد محدودتر مشتریان، فعالیت سختی به حیث نمیآید.
خریدار دنبال بهره وری و ارتقاء نرخ رجوع و برگشت سرمایه (ROI) برای سازمانش هست.
در بازاریابی B2B، هر نوع سرمایه گذاری با مقصود افزایش سود اجرا میشود و بایستی توجیه مالی داشته باشد.
مشتریان معمولا سطح تحصیلی و ماهر بالایی دارا هستند و به دنبال فراگیری و اطلاعات می باشند.
در بازاریابی B2B، تخصص صحبت اول را میزند! بایستی اطلاعات نه دربارهی محصول ها و خدماتتان داشته باشید.
بازاریابی B2C
غرض بازاریابی، مصرف کنندگان پایانی می باشند. تولید ها و خدمات برای مصرف شخصی استعمال میگردند. مثل خریدهای روزانهای که برای منزلتان جاری ساختن میدهید.
حجم خرید کم می باشد.
(البته لطفا حجم خرید هموطنان عزیزمان، بعد از شنیدن خبر گران شدن یک کالا را نادیده بگیرید!)
معمولا دارای ارزش کمتری می باشند.
به عنوان مثال خرید میوه و مواد غذایی و یا یک پیراهن. البته همیشه استثنائاتی هم وجود دارد. خرید یک هواپیمای شخصی یا قایق تفریحی زیاد ارزان به نظر نمیآید. نه!؟
اغلب چرخه خرید سریع و بی آلایش است.
مشتری ممکن هست در همان لحظهای که با شما آشنا می گردد، خرید خود را آخری کند.
تعداد تصمیم گیرندگان کمتر می باشد.
تا به فعلا شده برای جاری ساختن یک خرید بی آلایش از جمله یک شلوار، ۱۲ نفر را برای تصمیمگیری یار و همدم خود ببرید؟! (اما صرف لحاظ از خرید عروسی متولدین دهه ۴۰ و ۵۰!)
ریسک خرید کمتر می باشد.
برای مثال، در شرایطیکه که از طمع چیپسی که خریدهاید خوشتان نمیآید، به راحتی میتوانید آن را کنار بگذارید و یا بده بستان کنید! البته آیا میتوانید به همین راحتی، خط ساختوساز جدید کارخانه را عوض نمائید؟!
خرید اغلب فرایندی احساسی میباشد.
احتمالا برای شما هم پیش آمده که برای خرید به دکان بروید و با یک لیست از چیزهایی که شاید هیچ نیازی به آنان نداشتهاید، به خانه برگردید.
خرید ممکن میباشد فقط برای یک بار انجام شود.
به عنوان مثال درحالتی که شما یک عطاری داشته باشید، احتمال این که مشتری، تنها یکبار از شما خرید کند، زیاد هست. اما یک خالق پوشاک، برای ادامه کارش، مدام به پارچه احتیاج دارد و یا یک مغازه فروش اسباب و اثاث خانگی، برای اینکه خالی نماند، بطور مداوم به مال احتیاج داراست.
نیازی به روابط پهناور نیست.
اگرچه خوب هست که یک فروشنده خرده فروش نیز، بتواند ارتباط ها نه با مشتریانش رایا پارس داشته باشد، البته این قضیه به اندازه بازاریابی B2B ضرورت ندارد.
هدف از خرید، همیشه افزایش فایده و نرخ بازگشت سرمایه نیست.
اکثری از اوقات ما محصولی را میخریم، تنها چرا که از آن خوشمان آمده هست. به همین ادله می باشد که در B2C، باید تلاش فرمایید که بازاریابی جنبه درگیر کنندهتری داشته باشد.
مشتریان از آموزش استقبال میکنند، اما برای به دست آوردن تصمیم خرید نیاز چندانی به آن ندارند.
صراحت دارد که اطلاعات به تصمیمگیری خوب آن ها کمک میکند، اما بدون آن هم میتوانند خرید کنند.
خب اکنون که با تعریف و تمجید، مزایا، چالشها و ویژگیهای بازاریابی B2B آشنا شدیم، خاطر میگیریم که چطور میقدرت این نوع بازاریابی را در کسب و کار خود پیاده سازی کنیم.

گرانقیمت بودن سرویس ها ارائه گردیده در وب سایت B2B